علی جانمعلی جانم، تا این لحظه: 1 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

عاشقانه های من برای پسرم

پسرمردادی پاداش خدا ب عشق ما

واکسن ۱۸ماهگی

1398/11/25 12:42
نویسنده : مامان فاطمه
43 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گلم امروز سومین روزیه ک واکسنت رو زدن...

واقعا این واکسن سخت بود..تا دوروز ک نتونستی راه بری..راه رفتن ک هیچ حتی نمیتونستی از شدت درد بشینی ...

 

دیگه از تبت بگم ک فوق العاده بالا بود دو شبه نخوابیدم و ازت مراقبم ...دیشب ک فوق العاده تبت بالا رفت..شربت و شیاف و پاشویه هم افاقه نکرد و تا صبح تو تب سوختی...

خیلی شب سختی بود...اشتهاتم ک صفررررر 

از خودم برات بنویسم ک حسابی سرماخوردم و اصلا نتونستم استراحت کنم وچون دو روزه شما همش تو بغلمی تمام جونم دررررد میکنه😥

امیدوارم امروز بهتر بشی نازنینم... 💚

پسندها (5)

نظرات (3)

زهرا بانوزهرا بانو
25 بهمن 98 13:14
الهی عزیزم

انشاالله زود خوب بشین هردوتون
مامان فاطمه
پاسخ
قربونتم‌ ان شاءالله 🙏

26 بهمن 98 19:46
زنده باشد گل پسرتان
مامان فاطمه
پاسخ
❤️سلامت باشیدعزیزم
مامان علیمامان علی
28 بهمن 98 13:35
امان ازاین واکسنا😭
ان شاالله زودتر خوب میشه
مامان فاطمه
پاسخ
ممنونم خانومی